
اینکه چرا افراد هنگامی که با پدیده ای روبرو می شوند کمتر از حد متعارفی که جامعه برای آن تعریف کرده، از خود واکنش نشان می دهند، دارای دلایل متعددی است. مهمترین مسئله ای که باعث بی تفاوتی اجتماعی می شود «احساس بی قدرتی» در جامعه است.
«احساس بی قدرتی»
اگر افراد در جامعه حس کنند نمی توانند تأثیرگذار باشند، قدرتی ندارند و در واقع پیشانی سیاسی این افراد قبلاً نوشته شده و دیگر قادر به تغییر و پاک کردن شرایطی که از قبل برای اینها تعیین شده، نیستند، قاعدتاً به افراد بی تفاوتی تبدیل می شوند. در این الگو افراد فکر می کنند کار آنها بی نتیجه است و این نوع تفکر می تواند در حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مدنی اتفاق بیفتد.
در جوامع متمدن سازمان هایی مانند اورژانس و خیریه ها وجود دارند که در واقع موضوع برخورد و واکنش نسبت به پدیده های اجتماعی را به عهده گرفته اند و متولی رسیدگی به امور اجتماعی هستند. قاعدتاً افرادی در آن جامعه اجتماعی نسبت به سایر افراد بی تفاوتی هستند، البته این مسئله هم باز به عبارتی نسبی است، در یکسری موارد ممکن است حتی واکنش افراد در یک جامعه متمدن بیشتر باشد اما کلیت قضیه این است که در جوامع بدوی دخالت افراد در حوزه های شخصی دیگران و در حوزه های اجتماعی بسیار چشمگیرتر است.
احساس عدم تعلق سرزمینی و عدم تعلق خاطر به یک مکان یا فضا
احساس عدم تعلق سرزمینی و عدم تعلق خاطر به یک مکان یا فضا هم می تواند باعث افزایش بی تفاوتی اجتماعی شود، قاعدتاً در جوامعی که مهاجرپذیر هستند این موضوع بیشتر در آن ملاحظه می شود چراکه افراد تعلق سرزمینی نسبت به آن مکانی که در آن زندگی می کنند، ندارند و این عدم احساس تعلق حساسیت های آنها را کاهش می دهد. بزرگی جامعه و تکرارپذیر بودن یک اتفاق نی
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: آراد کمالی
تاريخ: سه
شنبه
17 آبان
1401 ساعت: 8:46